روزانه های تو
عزیزدلم سلام ببخش که دارم با یه تاخیر طولانی واست می نویسم. تا چهل روزگیت پیش مامان جون اینا بودیم و به نت دسترسی نداشتم. واسه واکسن دو ماهگیت هم رفتیم اونجا که اگه تب کردی مامان جون که تجربه اش بیشتره بمون کمک کنه و یکم هم درگیر مقاله ام بودم واسه همین الان اومدم اپدیت کنم وبلاگتو. اما هیچ تو فکر نباش. تمام رویدادهای بزرگ و تو دفتر ثبت کردم که بعد بیام اینجا هم واست بنویسم. اولین حمام (دو روزگیت) 93/6/10 افتادن نافت (چهارروزگیت) 93/6/12 اولین باری که پی پی تو شستم 93/6/13 ختنه شدی (بیست و پنج روزگی) 93/7/2 اولین باری که...


